نمیدونم شعرش از کیه ولی این شعر با صدای شجریان اجرا شده و لینکش هم اینجاست.
مشت میکوبم بر در
پنجه میسایم بر پنجره ها
من دچاره خفقانم، خفقان
من به تنگ آمده ام، از همه چیز
بگذارید هواری بزنم
هان با شما هستم، این درها را باز کنید
من به دنبال فضایی میگردم
لب بامی
سر کوهی
دل صحرایی
که در آنجا نفسی تازه کنم
میخواهم فریاد بلندی بکشم
که صدایم به شما هم برسد...
من هوارم را سر خواهم داد
چارهٔ درد مرا باید این داد کند
از شما خفتهٔ چند
چه کسی میاید با من فریاد کند؟؟؟
مشت میکوبم بر در
پنجه میسایم بر پنجره ها
من دچاره خفقانم، خفقان
من به تنگ آمده ام، از همه چیز
بگذارید هواری بزنم
هان با شما هستم، این درها را باز کنید
مشت میکوبم بر در
پنجه میسایم بر پنجره ها
من دچاره خفقانم، خفقان
من به تنگ آمده ام، از همه چیز
بگذارید هواری بزنم
هان با شما هستم، این درها را باز کنید
من به دنبال فضایی میگردم
لب بامی
سر کوهی
دل صحرایی
که در آنجا نفسی تازه کنم
میخواهم فریاد بلندی بکشم
که صدایم به شما هم برسد...
من هوارم را سر خواهم داد
چارهٔ درد مرا باید این داد کند
از شما خفتهٔ چند
چه کسی میاید با من فریاد کند؟؟؟
مشت میکوبم بر در
پنجه میسایم بر پنجره ها
من دچاره خفقانم، خفقان
من به تنگ آمده ام، از همه چیز
بگذارید هواری بزنم
هان با شما هستم، این درها را باز کنید
No comments:
Post a Comment